محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

153

اكسير اعظم ( فارسى )

مطبوخ و سكنجبين است و گاهى در اين هر دو خيارشنبر داخل ميك و نيم و قويتر از اين آن است كه در آن قدرى تربد داخل كرده شود و حقنه‌ها در ابتدا نزد من بهتر از مسهلات ديگر است و آن حقنه‌ها است كه در آن قوت خارخسك و بابونه و چقندر و قرطم و بنفشه و سپستان و انجير و اندكى تربد و در آن خيارشنبر و روغن كنجد و به ورق باشد و گاهى حاجت بحقنهء حادتر از اين افتد به حسب بعد حمى از خالصه و اما معينات بر انضاج مثل سكنجبين مخلوط به چيزى از گلقند و سكنجبين اصولى است و بعد روز هفتم و حصول نضج مثل طبيخ افسنتين است كه آن نافع ملطف مادهء مقوى معده است و در آن قوت اسهاليه و ادرار و تفتيح نيز هست و همچنين آب باديان و آب كرفس با سكنجبين نافع است . و اگر از روز چهاردهم تجاوز كند به خوردن قرص درد صغير باك نيست . و اگر مرض طول كند از مثل قرص غافث و طبيخ آن و گرم كردن نواحى شراسيف بكماد چاره نباشد و ضماد از اين قبيل است كه از آن چاره نيست . و ايضاً تضميد پوست شكم ايشان بدان چه انضاج نمايد و ارخاى تمدد كند اگر آنجا باشد . و چون معلوم كنند كه نضج حاصل شده استفراغ و ادرار نمايند و خوف نكنند و از مستفرغات جيده براى ايشان اين است كه بگيرند ايارج پنج درم و تربد هفت درم و عصارهء كاسنى و غافث هر واحد سه درم و تخم كرفس و هليلهء زرد و كابلى هر واحد پنج درم و به آب كرفس حبها سازند شربتى از آن دو درم و از اين قبيل است اين مطبوخ جيد تاليف ما بگيرند غافث و افسنتين و هليلهء كابلى هر واحد پنج درم تخم خربزه و تخم خيار و تخم بادرنگ و تخم كرفس و شكاعى و بادآورد هر واحد ده درم تربد سفيد يك درم خيارشنبر شش درم مويز منقى بيست عدد و سپستان سى عدد دو انجير ده عدد و گلقند فارسى پانزده درم و برسم متعارف در آب بجوشانند و از آن قدح بزرگ گرفته يك قيراط سقمونيا در آن داخل كرده بنوشند و گاهى احتياج به دواى قوى من وجه و ضعيف من وجه مىافتد اما قوت او به حسب استفراغ او خلط لزج را بايد و اما ضعف او به حسب آن‌كه استفراغ بسيار در يك دفعه نكند و اين چنان باشد كه از شربت دواى قوى كم كنند بلكه تدريج بدان نمايند پس استفراغ خلطى كه احتياج به استفراغ آن باشد به تكرار باشد تا قوت ضعيف نشود و اين دوائى است كه تفريق و جمع آن ممكن بود تا قليل او اسهال خلط ردى اندك آرد و كثير او اسهال آن بسيار نمايد و اما ملاقات گاهى اندك آن هيچ فصل نمىكند و مثل اين دوا به كار برند بگيرند تربد نيم درم يا كمتر يا زياده‌تر از آن به حسب حاجت و سقمونيا قريب يك سطوح يا زياده از آن به گلقند فارسى سرشته بخورند و يا بگيرند از غاريقون و سقمونيا بقياس مذكور يعنى از اول نيم درم و از ثانى يك سطوح و به گلقند به سرشند و بخورند و يا اين دوا در آب گل سرخ تازه يك اوقيه يا در شربت ورد انداخته بنوشند . [ صاحب كامل ] صاحب كامل گويد كه چون اين تب از مخالطت بلغم يا صفرا مىباشد و ماده در آن بيشتر از حرارت بود لهذا مىبايد كه اكثر عنايت به استفراغ خلط باشد و به‌هرحال بايد كه بقاروره نظر كنند و نبض را ملاحظه نمايند اگر بول رنگين بينند و در نبض سرعت يابند اول مريض را ماء الشعير به شكر بايد داد و بعد سه يا چهار ساعت سكنجبين به آب سرد و غذا بشورباى بچهء مرغ معمول به آب غوره و انار و زيرباج سازند و اين در روز غير نوبت باشد و اما روز نوبت غذا به مزوره و مغز خيار و بادرنگ پخته بدهند كه آن تبريد و ترطيب و ادرار بول كند و اين بعد انقضاى نوبت دهند و بايد كه بطبيعت نظر كنند اگر قبض باشد تليين بفلوس خيارشنبر و ترنجبين و تمر هندى به مقدارى نمايند كه طبيعت به اعتدال آيد بعد از آن ماء الشعير دهند و عقب او سكنجبين اين در روز غير نوبت دهند و روز نوبت بر سكنجبين تنها به آب سرد قناعت كنند و بعد از بعد از انقضاى نوبت بمزورات غذا سازند . و چون بر مريض هفت روز بگذرد و علامات نضج پديد آيد بايد كه در استفراغ به اسهال يا بقى يا به ادرار بول شروع كنند اما به اسهال از طبيخ افسنتين نمايند زيرا كه به افسنتين در اين تب از چند وجوه انتفاع يابند يكى آن‌كه در آن قبض است و بدين جهت او مقوى معده است . و چون معده در اين تب ضعيف مىشود به سبب بلغم پس بايد كه تقويت معده نمايند تا غذا را هضم گرداند و بلغم پيدا نكند چه تولد بلغم اكثر از ضعف معده شود هرگاه قادر بر هضم اغذيه نبود دوم آن‌كه افسنتين ادرار بول كند بتلطيف خلط بلغمى و تفتيح مجارى سوم آن‌كه در آن قوت جاذبه براى صفرا است و آن اصل خلط محدث بهر اين تب است و استعمال افسنتين نشايد الا بعد نضج ماده چه اگر قبل نضج آن را استعمال نمايند ضرر بين پيدا كند بهر آن‌كه در افسنتين دو قوت متضاده است يكى از آن قابضه و ديگر مسهله پس هرگاه قبل از نضج استعمال كنند بقبض خود در ماده فجاجت و صلابت بيفزايد كه تحلل آن دشوار گردد و قوت مسهله ارادهء اسهال آن خلط نمايد و به سبب خامى و و متانت آن بر آن قادر نباشد و در آن حال طبيعت را اذيت و تعب حادث گردد و قوت او ضعيف گردد و اما هرگاه افسنتين را بعد نضج استعمال نمايند قوت قابضه كه اندر آن است تقويت اعضا و تشديد آنها نمايند و اعانت او بر دفع مواد و اخراج آن كند و ماده به سبب لطافت خود به غير اذيت و كلفت طبيعت به سرعت خارج گردد . و ايضاً در بعض اوقات استعمال كنند آب لبلاب به اندك تربد و بسفائج به شكر يا فلوس خيارشنبر به حسب ادعاى حاجت از كميت . و ايضاً اين قرص بنفشه استعمال كنند : صفت آن بگيرند بنفشهء ريحانى جيد دو درم تربد سفيد يك درم سقمونيا نيم دانگ رب السوس